ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
162
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
كانت لهم سودد و حلم * و نجدة شانها و قار اخنت عليهم صروف دهر * له على اهله عثار و اندر كتاب سير ، گفتست : ذى جيشان سوى عراق آمد ، و دار الاكبر او را . پذيره شد و كارزار [ افتاد ] و بحرب اندر كشته شد . و ليكن اين ذكر در تاريخ حمزة - الاصفهانى و هيچ كتابى نيافته [ ام ] و اللّه اعلم . ملك تبع الاقرن : ماية و ثلث و ستون سنه ، پسر شمر يرعش بود تبع نخستين و او را هيچ شرح از اخبار نخواندم ، و اللّه اعلم . ملك كلى كرب بن تبع : خمس و ثلاثون سنة و اين را هم ذكرى معلوم نشد از بعد او پسرش تبع بن كلى كرب پادشاه شد . ملك تبع بن كلى كرب ثلثة و عشرون سنه : او را ابو كرب اسعد تبع ميانين خواندندى ، و هيچ نياسود از تاختن بدور جايها ، و اندر سير الملوك چنانست كبا پانصد هزار مرد سوى كشور هندوان رفت ، و دريا بگذاشت ، و پسر [ 1 ] فورهند و كه اسكندر او را بكشت ، پذيره [ 2 ] آمد بحرب ، و تبع بمبارزت با وى بيرون ( 105 - آ ) شد و پسر فور را بدست خويش بكشت ، و قصيدهء گفت در آن حال ، شعر : قلت امامه لا لذى كل مالا ( ؟ ) * لاوى حطبه و نصالا ( ؟ ) ندعوق فور الكبر أو معاده ( ؟ ) * حين ما ؟ فعل مامها ؟ محتالا ( ؟ ) متركته للمجامعان محدلا ( ؟ ) * ؟ بحرى ؟ رواهسه ما حربالا [ 3 ] و اندر كتاب المعارف چنين خواندهام كه اين تبع [ به ] پيغامبر ما صلوات اللّه عليه و سلم ايمان آورد از بس كه نعت او در كتابها همى يافت ، پس اين بيتها بگفت . شعر :
--> [ ( 1 ) ] اصل : پس . و گمان نميرود كه ( پس ) بضم اول بمعنى پسر آورده باشد . [ ( 2 ) ] اينجا و چند سطر بالا ( بديره ) نوشته شده است [ ( 3 ) ] ماخذ اين اشعار معلوم نشد و كما كان باقى ماند . اين اشعار و قطعات سابق را حمزه و سايرين نقل نكردهاند و پيداست كه از موضوعات افسانه سازهاست و شايد از يزيد بن مفرغ باشد كه داستان تبايعه را او جمع كرده است